قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1989
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال سيصد و هفتاد و ششم از رحلت خير البشر در كامل التّاريخ مسطور است كه در بيست و هشتم ماه رمضان اين سال از اعاظم سلاطين عالم العزيز باللّه ابو منصور بن نزار بن معزّ علوى كه پنجم خليفه بود از خلفاى علويهء مغرب در مدينهء بلينس « 1 » وفات يافت . عمر او چهل و دو سال و هشت ماه و نيم بود و مدّت خلافتش بيست و يك سال و پنج ماه و نيم . و وى در اين سال ، به عزيمت تسخير بلاد روم از مصر بيرون آمده بود و چون به شهر بلينس رسيد مزاج او منحرف شد و امراض مختلفه مثل نقرس و حبس بول و قولنج بر وى طارى شد و در همانجا وفات يافت . و از تاريخ حافظ ابرو چنين ظاهر مىشود كه وفات العزيز باللّه در موضع عين الشّمس روى نمود . و مولد او در مهديّهء مغرب بود در سال سيصد و سى و چهارم از رحلت سيّد البشر ، عليه و آله التّحيّة من الملك الأكبر . و بعد از فوت وى پسرش ابو على المنصور بن العزيز كه ملّقب به « الحاكم باللّه » بود ، بر سرير خلافت قرار گرفت و در روز پنجشنبه سلخ شهر رمضان اين سال بر وى بيعت كردند ، و از عمر او يازده سال و پنج ماه گذشته بود . و در تاريخ حافظ ابرو مسطور است كه چون خلافت بر الحاكم باللّه قرار گرفت جماعتى از مقدّمان كتاميّه كه مقدّم او بودند ، به او شرط كردند كه از مشارقه « 2 » كسى را بر احوال خود وقوف ندهند و در امور ايشان سعى نكنند . بنابراين ، مغاربه بر الحاكم باللّه مستولى شدند و مشارقه منكوب و كتاميّه كه قبيلهء امين الدّوله بودند ، حاكم مطلق شدند و قصد كشتن الحاكم باللّه كردند . و امين الدّوله هميشه مىگفت كه : از اين كودك چه خير در كار سلطنت . خلافت از وى متمشّى نمىگردد . چون اين خبر به ارجوان خادم كه مربّى الحاكم باللّه
--> ( 1 ) . الكامل : بلبليس . ( 2 ) . مردم جبههء شرق اسلامى .